تبليغاتX
بر کدام جنازه زار مي‌زند اين ساز؟*** بر جنازه ي کدام مرده‌ي پنهان مي‌گريد*** اين ساز ِ بي‌زمان؟*** در کدام غار*** بر کدام تاريخ مي‌مويد اين سيم و پنجه‌ي نادان؟*** بگذار برخيزد مردم ِ بي‌لبخند*** بگذار برخيزد*** زاري در باغچه بس تلخ است*** زاري بر چشمه‌ي صافي*** زاري بر لقاح شکوفه بس تلخ است*** زاري بر شراع بلند نسيم*** زاري بر سپيدار سبزبالا بس تلخ است*** بر برکه‌ي لاجوردين ِ ماهي و باد چه مي‌کند اين مديحه‌گوي تباهي؟*** مطرب ِ گورخانه به‌شهراندر چه مي‌کند*** زير دريچه‌هاي بي‌گناهي؟ . . . ا . بامداد*** <-;.;.;.;دلشدگان;.;.;.;->

 لعنت بر خواننده بد!!


قبل از اينكه چيزي بنويسم ، از دوستان عزيزي كه من و دلشدگان را مورد لطف خودشون قرار دادند و ايميل مي دهند، متشكر و سپاسگذارم.
و بايد بگوييم كه :
دوستان و هنرمندان عزيز اگر قرار است كه كسي با گفتن نظرش ،از سوي ديگر و يا بعضي از دوستانش ترد شود پس فعاليت ما از همان ابتدا و بدو ورود به جامعه مجازي اينترنت و وبلاگ نويسي اشتباه بوده ! لازم ميدونم براي دوستاني كه احتمالاً دليل اين پست و نوشته را نميدونند بگويم كه مدتي است كه چند نفر از دوستان  ايميل ميدهند كه من در وبلاگ زيادي از محسن نامجو مينويسم و يا مطلب و اخبار از اينورو اونور وهر جا كه درباره نامجو باشه مطلب ميگذارم و همينطور با اين كارم باعث شدم كه ديگه آندسته از دوستان و هنرمنداني كه اتفاقاً از شيفتگان  استاد شجريان هستند به اين وبلاگ نيايند.با دانستن اين مطلب بايد بگويم كه اتفاقاً من هم از شيفتگان و عاشقان سينه چاك استاد شجريان بودم و هنوز هم با ذهنيت پيشني كه از استاد دارم، هستم.

وجود استاد شجريان در راس و بالاي هرم آواز موسيقي هنري ايران هميشه واجب بوده و هست ! اما اين دليل نميشه كه ما تا 100 سال ديگه به صداي استاد شجريان گوش جان بديم و لذت ببريم و هر خواننده و موزيسين جديدي كه وارد گود آواز ايران ميشه را كنار بزنيم، چون ممكنه در آينده جاي استاد شجريان را تنگ بكنه!همانطور كه در گذشته هم ،همين روال بوده و اگر دقت كرده باشيد عمر موسيقي ايران از زماني كه رسمي و دستگاهي شده تقريباً به 100 سال ميرسيه و شايدم بيشتر اما رشد و تولد خواننده هاي جديد موسيقي هنري و كلاسيك ايراني در ايران  تقريباً از دهه ي 50 به بعد به طرز وحشتناكي كم شده و انگشت شمار كه البته نميشه گفت دليل اصليش وجود و حضور استاد شجريان است چرا كه خواننده اي كه پا به عرصه ميگذارد بايد بداند كه به كجا مي رود و در جايي كه قدم مي گذارد چه خواننده هاي بزرگي بوده اند و هستند و ميشه گفت تا اندازه اي كار سخت و طاقت فرسا -در حد رياضت كشيدن- است و كسي كه وارد مي شود آنقدر بايد با اقتدار وارد شود كه اين مسائل نتوانند زياد بر روي او تاثير گذار باشند.

حال چندي درباره نامجو :

 از آنجاي كه كمبود و فقر قانون كپي رايت در ايران فغان ميكند ، حال خوشبختانه يا متاسفانه  بماند! من تقريبا از سال 85 توانستم بيشتر كارهاي محسن نامجو را بدست بياورم و گوش بدم و واقعاً وقتي اولين آهنگي را كه گوش كردم حس و احساسم خيلي بيشتر از عقل و منتقم گل كرده بود طوري كه سر تا پا وجودم را شوري نو و جديد پر كرده بود و شايد تا يك هفته فقط اون تراك اول رو گوش ميدادم بخاطر اينكه مي خواستم قبل از اينكه  تراك بعدي را بزنم اين يكي را خوب گوش كرده باشم و از انجايي كه آن دوستي كه آهنگها را به من داد از من قول گرفت كه به كسي ندم ، من هم مجبور بودم فقط خودم گوش بدم و پس از زمان خيلي كوتاهي شاهد پخش شدن آثارش در اينترنت شدم و احساس كردم حالا خيلي راحت تر ميشه دربارهش مطلب نوشت و يا با دوستانم بشينيم و آهنگ هاش را گوش كنيم و برسي كنيم . و از آن موقع من تصميم گرفتم بيشتر درباره اش مطلب بنويسم و در اينترنت سرچ كنم و خبرهاي و مصاحبه هاي نامجو را بخوانم.


حال چندي از استاد شجريان:

 پس از  فرو پاشيدن گروه قبلي استاد شجريان يا به عبارتي "گروه خدايان" چنان حالت دپرس و ناراحتي داشتم كه گويي استاد را از دست دادم ،چراكه هيچ كس به اندازه استاد عليزاده و كلهر از توانايي هاي استاد شجريان خبر نداشتند و اين را از كارهاي مشتركي كه با هم انجام داده اند ميشد فهميد و در 6 سالي كه با هم همكاري كرده اند يعني از همان آلبوم زمستان است در سال 1379 تا همين دو آلبوم ساز خاموش و سرود مهر كه از كنسرت آذر 84 در تهران ضبط شده بودند.

اما گروه جديد استاد شجريان كه از همان روز اول به دوستانم گفتم اصلاً قابل مقايسه نيست با گروه قبلي استاد ،گرچه آلبوم درخيال  از همكاري استاد با آقاي درخشاني به خوبي يادم بود اما پس از اينكه نتوانستم خودم را به كنسرت اخير استاد شجريان برسانم در پي بدست آوردن نوار يا سي دي يا هر چيز كه از آن كنسرت و حاصل گروه جديد استاد باشد بودم تا اينكه بطور غير قابل باوري فهميدم كه آلبوم جديد استاد شجريان به بازار آومد- يعني استاد شجريان هم 3 آلبوم در يك سال- كه واقعاً از اين خبر كه آلبوم غوغاي عشقبازان به بازار آمد خوشحال شدم و اين آلبوم را هم خريدم اما واقعاً اصلاً قابل مقايسه با كارهاي قبليشون نبود و يا بهتر بگم اصلاً در حد و اندازه استاد شجريان نبود و در موقع آهنگسازي اصلاً به حد و وسعت صداي استاد شجريان توجه نشده بود و گويي كه اين آهنگ ها را براي شخص ديگري مثل اقاي افتخاري ساخته  شده بودند و اصلاً دلم نمي خواهد كه بگويم اما من براي اولين بار از اين آلبوم آخري استاد شجريان بوي ماديات را خيلي بيشتر از معنويات احساس مي كردم.

"من غوغاي عشقبازان استاد شجريان را گوش نميدم چراكه نمي خواهم ذهنيت  قبلي من از استاد شجريان خراب شود ....و به اين دليل از كارهاي قبلي استاد شجريان و كارهاي جديد محسن نامجو مي نويسم تا اين خلاء بوجود آمده را براي خود پر كنم"


پ ن : عنوان مطلب را از مقاله اي از ا.بامداد بزرگ قرض گرفتم.


وبلاگ استاد علــــــــیزاده بروز شد

لينك مطلب نوشته شده توسط Hossein.RangChi در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 6:15 |

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2007 © by del-shodegan

Template Design by Hossien JR© del-shodegan.blogfa.com