تبليغاتX
بر کدام جنازه زار مي‌زند اين ساز؟*** بر جنازه ي کدام مرده‌ي پنهان مي‌گريد*** اين ساز ِ بي‌زمان؟*** در کدام غار*** بر کدام تاريخ مي‌مويد اين سيم و پنجه‌ي نادان؟*** بگذار برخيزد مردم ِ بي‌لبخند*** بگذار برخيزد*** زاري در باغچه بس تلخ است*** زاري بر چشمه‌ي صافي*** زاري بر لقاح شکوفه بس تلخ است*** زاري بر شراع بلند نسيم*** زاري بر سپيدار سبزبالا بس تلخ است*** بر برکه‌ي لاجوردين ِ ماهي و باد چه مي‌کند اين مديحه‌گوي تباهي؟*** مطرب ِ گورخانه به‌شهراندر چه مي‌کند*** زير دريچه‌هاي بي‌گناهي؟ . . . ا . بامداد*** <-;.;.;.;دلشدگان;.;.;.;->

 ترنج موسیقی فارسی

MohsenNamjou

"محسن نامجو"متولد سال 1355 در تربت جام است. از سال 67 با یادگیری سولفژ و نت خوانی، همچنین آموزش ردیف آوازی نزد «نصرالله ناصح پور» (که از جمله شاگردانش می توان به صدیق تعریف یا هنگامه اخوان اشاره کرد) پی گیری جدی هنر موسیقی را آغاز کرد. نامجو سال 73 وارد دانشکده تئاتر شد و سال بعد هم به دانشگاه هنرهای زیبا پا گذاشت تا موسیقی بخواند. او تاکنون برای حدود 8 نمایش موزیک ساخته که از جمله آن ها می توان «تکیه ملت» (به کارگردانی حسین کیانی) را نام برد که سال گذشته به روی صحنه رفت. همچنین «من باید برم، خیلی دیرم شده» (نوشته محمد چرم شیر و کارگردانی محمد عاقبتی).

نامجو برای چند فیلم هم موزیک متن ساخته؛ از جمله: برای آمدنت دعا می کنم (که نوروز امسال از تلویزیون ایران پخش شد)، حفره، اقوام، کنتراست، در سه ثانیه اتفاق افتاد، مرگ مرگ و... ضمناً «سامان سالور» از فعالیت های نامجو فیلم مستندی ساخته به نام «آرامش با دیازپام ده».

محسن نامجو سبکهای مختلف موسیقی را آنقدر خوب می شناسد که توانسته از آنها در خلق آثاری منحصر به فرد، استفاده کند. در آهنگهای او ریتم ها و سبکهای راک، سنتی، جاز، محلی، بلوز، خراباتی و...به گونه ای شنیده می شوند که گویی با نامجو هویتی تازه یافته اند.

از آنجایی که او یک موزیسین و شاعر است، تلفیق نه فقط در وجه موسیقیایی کارهای او بلکه در کلام هم دیده می شود، مثلا عبارات روزمره کوچه را با عبارات ادبی کتاب تلفیق کرده. خودش در این باره می گوید:

" تلفيق از نظر من اپیدمی زمانه است. تلفيق موسيقيايی دو شكل دارد، یکی تلفیق ابزار است، مثلا قرار دادن گيتار در برابر سه تار که چیز جدیدی نیست؛ و دیگری تلفیق گام که تا به حال كمتر در موسیقی ایران به آن پرداخته شده، مثلا کافیست که دو نت از دستگاه شور حذف شود تا به گام بلوز برسیم."

از دیگر خصوصیتهای موسیقی نامجو نگاه او به خوانندگی است. از حنجره او هر صدایی که از موجودات زنده در می آید را می توان شنید. که او در توضیح آن می گوید:

"حنجره يك ابزار صوتی است كه هر صدايی می توان با آن ايجاد كرد با چنین نگاهی به حنجره، ديگر مقوله سبك موسيقی بی معنی می شود و رنگ می بازد يعنی ما ديگر چيزی به عنوان سبك آوازی نخواهیم داشت. من به عنوان يک خواننده، نمی توانم بگویم که خواننده سنتی، پاپ و یا خواننده راک هستم، فقط می توانم بگویم که می خوانم فقط همين؛ البته اگر بشود اسم اينها را خواندن گذاشت. بهتر است بگویم که من از خودم صدا در می آورم، حالا اين صدا شامل همه چيز حتی صدای حیوانات می شود."

در موسیقی محسن نامجو از آهنگسازی گرفته تا سرودن شعرها و نواختن ساز،نوعی بازیگوشی یا به گفته خودش شیطنت یافت می شود. او در خلق آثارش شيطنت كردن با هر معيار و هر مصداقی را می پسندد.

این موزیسین جوان از سال 82 شروع به ضبط آثار خود کرد که حاصل این کار، تهیه حدود ۱۵۰ تراک و  4 آلبوم منتشر نشده است؛ آلبوم هایی که نام های عجیب و غریبی هم دارند: باد و بودا، جبر جغرافیایی، ترنج و عقاید نوکانتی. تهیه کننده همه این آلبوم ها خود او بوده است. اما مشکل اینجاست که نامجو هنوز موفق نشده کارهای خود را منتشر کند. او مشکلاتی که سر راه انتشار آلبوم هایش وجود دارد را مورد به مورد شرح می دهد: «اول این که کارهای من سبک شناخته شده ای ندارند؛ یا بهتر بگویم: در هیچ سبکی نیستند!»

در اینباره باید گفت به خاطر تلفیقی بودن موزیک نامجو، نه تنها تهیه کنندگان و تولید کنندگان موسیقی، بلکه مسئولان مرکز موسیقی اداره ارشاد هم تمایل چندانی به انتشار آلبوم های نامجو ندارند.

او توضیح می دهد: «چون در کارهایم آواز سنتی با سبک هایی مثل راک و بلوز تلفیق شده و کلیشه های رایج آواز ایرانی را شکسته، مسلماً حساسیت برانگیز است. تا به حال چنین موزیکی نبوده و همه علیه اش جبهه می گیرند.»

نامجو مشکل دیگر را اشعار کارهاش می داند؛ انتخاب های او غالباً توجه برانگیز و البته دردسر ساز از آب در آمدند، چیزی که از قبل هم پیش بینی می شد و رد ترانه های او چندان غیرمنتظره نبود. علاوه بر چند شعر از حافظ و مولوی، بیشتر این ترانه ها از سروده های خود خواننده و آهنگساز هستند. نامجو می گوید: «به من می گویند چرا خودت شعر می گویی؟! بدتر هم این که می پرسند چرا از مولوی یا حافظ خوانده ای؟»

با این که استفاده از اشعار کلاسیک و کارهای شاعران بزرگ ایران، روالی پذیرفته شده و حتی مورد تایید و تاکید است، ولی یک استثنا وجود دارد و آن این که مسئولان موسیقی ایران تمایلی به خوانده شدن این اشعار توسط خوانندگان راک و همراه با این سبک موسیقی غربی ندارند. این سیاست نانوشته ایست که به شدت اعمال و تا به حال برای خوانندگان و گروه های دیگری هم دردسر درست کرده است که به عنوان بزرگ ترین نمونه، می توان به گروه راک «اوهام» اشاره کرد. اوهامی ها (که از قدیمی ترین گروه های پس از انقلاب در ایران هستند) به دلیل استفاده از اشعار حافظ در تمامی تراک هایشان، با وجود سال ها فعالیت و تلاش، هرگز موفق به گرفتن مجوز نشدند و دست آخر آلبوم هایشان را در خارج از کشور منتشر کردند.

 

به هرحال محسن نامجو آلبوم «ترنج» اش را به اداره ارشاد ارائه کرد ولی مطابق انتظار، نتوانست مجوز بگیرد. و حالا گرچه این جوان ناامید از انتشار قانونی آثارش، شاهد پخش زیرزمینی  CDکارهایش است ولی همچنان بر دنبال کردن سبک خود تاکید دارد و دست از ساختن، خواندن و نواختن بر نداشته است.

 

و در آخر یکی از ترک های زیبای پدیده ی جدید موسیقی هنری ایران* محسن نامجو را بنام "ترنج" که تلفیقی از سبکهای راک، سنتی، جاز، محلی، بلوز، خراباتی و...بهتر بگوییم " سبک منحصر به فرد محسن نامجو" براتون آپالود کردم که امید وارم مثل من که از ۱۰۰۰ بار گوش کردم لذت ببرید و به تحریر های منحصر به فردش تو جه کنید!

 *البته صداي اين هنرمند را چندي پيش در تيتراژ پاياني سريال "ترش و شيرين" كه از شبكه سوم سراسري ايران پخش شد ،شنيده بوديد!.

 

 تُرنـــــــج ...آهنگساز ، خواننده "محسن نامجو" از آلبومي كه اميدواريم منتشر بشه "ترنج"

 

 

 تُرنــــــج ... متن شعر ترنج  بصورت pdf

 

 

       "به دلیل حمایت از هنرمند و آلبومشون  این آهنگ با کیفیتی نه چندان مطلوب ارائه شد"

 

     براي خواندن كامل مطلب و مصاحبه "محسن نامجو" با روزنامه "حيات نو" به ادامه مطلب بريد

 


ادامه مطلب
لينك مطلب نوشته شده توسط Hossein.RangChi در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386 و ساعت 6:51 |

سيد خليل عالي نژاد

سيد خليل عالي نژاد در سال ۱۳۳۶ در صحنه کرمانشاه متولد شد . پدرش مرحوم سيد شاهمراد ، تنبور مي نواخت سيد خليل مشق تنبور را به تشويق مادر با سيد نادر طاهري آغاز کرد و بعد از ۲ سال نزد سيد امرالّه شاه ابراهيمي رفت همچنين از درويش امير حياتي بهره برد . بعدها به محضر استاد عابدين خادمي راه يافت و از گنجينه پنهان در سينه آن مرحوم بهره مند شد .همزمان سرپرستي گروه تنبور نوازان صحنه را به عهده گرفت .در اواخر دهد ۵۰ استاد عالي نژاد در رشته موسيقي دانشگاه هنر فارغ التحصيل شد .او بر رديف موسيقي دستگاهي ايران تسلطي کافي داشت .سيد خليل صداي گرمي داشت و آواز را از مکتب مرحوم استاد ميرزا حسين خادمي آموخته بود .از مرحوم نادر نادري دف آموخت و تار را از کيخسرو پور ناظري ، نواختن تارش شيوه نوازندگي مکتب برومند نزديک بود .و پرده گيري هاي زيبايش و مضراب شمرده و جمله بندي هايش در سه تار ساز مرحوم يوسف فروتن را به ياد مي آورد .استاد همچنين علاوه بر نوازندگي تنبور به ساخت تنبور نيز پرداخته است . تنبورهاي او با مهرشيدا و قلندر موجود است .اوايل دهه۶۰ گروه تنبور شمس به سرپرستي پورناظري تشکيل شد و عالي نژاد به جمع اين گروه پيوست .حاصل همکاري با تنبور شمس تکنوازي و جواب آواز ماندگار سيد خليل در کاست « صداي سخن عشق » بود که با صداي ناظري انتشار يافت .در اواسط دهه ۶۰ سيد خليل خود «گروه بابا طاهر » را تشکيل داد و اعضاي گروه باباطاهر کاستي بيرون دادند به نام زمزمه قلندري ، در اواخر دهه۶۰ به خواست مرحوم عبادي براي شرکت در مراسم خاکسپاري او به تهران آمد و ماندگار شد.او علاوه بر خوانندگی و تنبور نوازی سه تار هم می نواخت ودستی چیره بر آن داشت.سال ۱۳۷۶که به جشنواره موسیقی حماسی آمد و زیر بغل استاد وپیر مرادش درویش امیر حیاتی را گرفت وواو را به صحنه تالار اندیشه آورد تا هنرش را عرضه بدارد.وخودش نیز در بخشی از برنامه مقام های سوار سوار –سماع رقم چهارم –جلوشاهی –وخان امیری رااجرا کرد و زیبایی کارش در آن بود که ماهور ایلامی وعالی مکان هی رابرای اولین بار عرضه نمود که هنر اجرایش مورد تشویق تماشاگران قرار گرفت.

سالهاي ماندگاري او در تهران منجر به تأليف کتاب «تنبور از دير باز تاکنون »شد .سالهاي ماندگاري او در تهران سالهاي ملال آور او نيز محسوب مي شود .تا آنجا که ترک وطن کرد و به سوئد مهاجرت کرد . در ۲۷ آبان ۱۳۸۰ بعد از چند سالی در اختفاء زییستن دور از ديار در شهر گوتنبرگ سوئد به قتل رسيد و تن عزیزش رامثله کردند وخانه وجسم بی جانش رابه آتش کشیدند

باتوجه به منع دیدن پیکر سوخته آن شهید دوستان توانستن تا آن نی سوخته در آتش عشق را ببینند دیدند که بدنش سوخته و جای زخمه های چاقو بر بدنش هویدا و عجبا که صورت زیبایش از سوختن مسون مانده بود تا بدانیم که ابراهیم خلیل در آتش نمردویان زمان هرگز نمیسوزد.

آتش عشق تو در جان خوشتر است

جان ز عشقت آتش افشان خوشتر است

هر كه خورد از جام عشقت قطره اي

تا قيامت مست و حيران خوشتر است

 روحش شاد و يادش گراميباد

                                  دانلود >>>>>>>>       آييـــــــــــن مَستان

 

""آیـین مستان""

من ازآن كه گردم به مستي هلاك
به آيين مستان پريدن ز خاك
به آب خرابات غسلم دهيد
پس آن‌گاه بردوش مستم نهيد
به تابوتي از چوب تاكم كنيد
به راه خرابات خاكم كنيد
مريزيد برگور من جز شراب
نياريد در ماتمم جز رُباب
مبادا عزيزان، مبادا عزيزان
كه در مرگ من بنالند به جز مطرب و چنگ‌ زن
مريزيد بر گور من جز شراب
مياريد در ماتمم جز رُباب
تو خود حافظا سر زمستي متاب
كه سلطان نخواهد خراج از خراب

                            دانلود >>>>  متن شعر آیین مستان بصورت pdf

 

---------------------------لينكِ متفرقه---------------------------

                                  وقتي جنابِ متكي مجذوب ميشوند!!!!!

لينك مطلب نوشته شده توسط Hossein.RangChi در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 7:53 |

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2007 © by del-shodegan

Template Design by Hossien JR© del-shodegan.blogfa.com