تبليغاتX
بر کدام جنازه زار مي‌زند اين ساز؟*** بر جنازه ي کدام مرده‌ي پنهان مي‌گريد*** اين ساز ِ بي‌زمان؟*** در کدام غار*** بر کدام تاريخ مي‌مويد اين سيم و پنجه‌ي نادان؟*** بگذار برخيزد مردم ِ بي‌لبخند*** بگذار برخيزد*** زاري در باغچه بس تلخ است*** زاري بر چشمه‌ي صافي*** زاري بر لقاح شکوفه بس تلخ است*** زاري بر شراع بلند نسيم*** زاري بر سپيدار سبزبالا بس تلخ است*** بر برکه‌ي لاجوردين ِ ماهي و باد چه مي‌کند اين مديحه‌گوي تباهي؟*** مطرب ِ گورخانه به‌شهراندر چه مي‌کند*** زير دريچه‌هاي بي‌گناهي؟ . . . ا . بامداد*** <-;.;.;.;دلشدگان;.;.;.;->

بدون شرح

---------------------------------------------------------------------------------

برای دوستایی که مناسبت این پست رو پرسیده بودند

http://www.roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=35347

بدرود

 

لينك مطلب نوشته شده توسط Hossein.RangChi در جمعه سی و یکم فروردین 1386 و ساعت 3:59 |

-با نگاهي به مقاله اي از رسول ترابي-

سال هشتاد و پنج در بردارنده حوادث و اتفاقات تلخ و شيرين فراواني بود.
  

  از آشتي مجدد مخاطبان موسيقي پاپ تا برگزاري هر چند اندك اما مجدد كنسرت هاي موسيقي پاپ، انتشار چند اثر قوي در موسيقي اصيل و پشتوانه سازي براي آينده اين موسيقي، سياست مثبت تر صدا و سيما نسبت به گذشته در مواجهه با موسيقي هاي جديد، گسترده تر شدن شبكه هاي ماهواره اي كه فقط آهنگ هاي ساخت داخل را پخش مي كنند تا درگيري ها آنها با نهادهاي داخلي، مرگ چهره هاي تاثيرگذار در موسيقي ايران، حمايت و محكوميت موسيقي از طرف چهره هاي مطرح سياسي، تغيير كلي مسوولان و اعضاي شوراهاي موسيقي و كارشناسي وزارت ارشاد، حضور خوانندگان زيرزميني و بدون مجوز، حمايت بيشتر از موسيقي هاي ارزشي، عدم رسيدگي و اعتراضات شركت هاي تهيه و توليد و پخش آلبوم هاي موسيقي، نبود قوانين كپي رايت و رايت و كپي و دزدي راحت محصولات موسيقي توسط افراد سودجو و... از اتفاقات تلخ و شيرين و گاه عجيب موسيقي در سالي كه آخرين روزهايش را مي گذراند، بود.سالي كه در فرصت محدودي كه در اختيار داشتيم به حوادث كلي و مهم تر آن اشاره كرده ايم.
 

   بهار

فصل بهار به طور كامل در اختيار و انحصار موسيقي پاپ بود. آلبوم 85 با صداي بنيامين كه در آخرين روزهاي سال قبل به بازار آمده بود، كماكان اولين انتخاب مردمان ايران است. در اين فصل آلبوم هاي موفق ديگر مثل «منو بشناس» با صداي شهاب بخارايي و «تو قسم خوردي به اشكام» با صداي شهرام معصوميان به بازار آمدند كه در ارتباط با مخاطب موفق عمل كردند، اما همزمان با اواسط فصل بهار و شروع تب جام جهاني تمامي تمركزات تقريبا در تمامي حوزه ها به اين سمت رفت و موسيقي هم از اين اتفاق، جدا نبود.فدراسيون فوتبال هم طبق شايعات و واقعياتي كه هر روز مطرح مي شد به تبعيت از ساير كشورهاي حاضر در جام جهاني به ساخت آهنگي با ويژگي هايي كه معرف تاريخ و فرهنگ ايران باشد، برآمد.در اين گير و دار، يكي از خوانندگان تازه مطرح لس آنجلسي آهنگي را با همكاري يكي از مطرح ترين DJهاي جهان ساخت و به عنوان آهنگ و نماينده موسيقي ايران به فيفا عرضه كرد. شايعات هر روزه و هجوم خوانندگاني كه هر كدام جام جهاني را بهترين فرصت براي مطرح كردن خود مي دانستند و سيل آهنگ هايي كه ساخته مي شد ، هر كدام از نهادها و حتي وزارت خانه ها با حمايت اسپانسرهاي مختلف وعده ساخت آلبوم هاي مختلفي را مي دانند، اوضاع عجيب و غريبي را به وجود آورده بود. در اين ميان درگيري سازمان تربيت بدني و فدراسيون فوتبال هم جالب بود. يكي آهنگ امير تاجيك كه با اركستر اوكراين، شعر علي معلم و ملودي و تنظيم بهزاد عبدي ساخته شده بود را آهنگ اصلي و ديگري آهنگ عليرضا عصار كه با شعر شاهكار بينش پژوه و ملودي عليرضا عصار و تنظيم شهداد روحاني موسيقيدان مطرح ايراني را آهنگ اصلي و انتخابي ايران در جام جهاني اعلام مي كرد. جالب آنكه در نهايت امير تاجيك به آلمان اعزام شد، البته نه به عنوان خواننده اي كه آهنگ رسمي تيم ملي ايران را در زمين چمن ورزشگاه اجرا خواهد كرد و آهنگش در آلبومي كه با حضور آهنگ هاي 32كشور حاضر در جام جهاني پخش خواهد شد، بلكه به عنوان خواننده اي در كنار يكي دو خواننده داخلي براي سرگرمي ايرانيان حاضر در جام جهاني و اجراي برنامه هاي فرهنگي در آلمان.تمامي آهنگ هاي ساخته شده نه تنها به بازار عرضه نشدند، بلكه هيچ خبري هم از آنها نشد. تمامي بهار موسيقي در گير و دار تب جام جهاني بود و در آخر نتيجه اي كه برايش حاصل شد، چيزي جز سرخوردگي نبود.
 

   تابستان

تا اواسط تابستان، بازار موسيقي همچنان دوران ركود خود را مي گذارند. آلبوم هاي وعده داده شده، هيچ كدام منتشر نشدند و خوانندگاني مثل عليرضا عصار، رضا صادقي، ناصر عبدالهي و ... همگي به قول هايشان نتوانستند پايبند بمانند. در اين چند سال اخير مردم به سود كنسرت ها و كنسل شدن بدون برنامه آنها عادت كرده اند. 
 در تابستان امسال هم تقريبا هيچ كنسرت بزرگ و مطرحي برگزار نشد و اكثر خوانندگان روزهاي بي كنسرتي را گذراندند. كنسرت هاي انگشت شماري هم كه برگزار شد، يا بسيار شلوغ و بي برنامه بود و جوابگوي هجوم مخاطبان كنسرت نبودند يا شرايط را طوري به وجود آوردند كه خوانندگان و برگزاركنندگان از برگزاري آنها پشيمان شدند. كنسرت هاي رضا صادقي در اهواز و تهران و فرمان فتحعليان در تهران نمونه اي از اين كنسرت هاي بدون برنامه و انتقادساز بودند. در اواخر تابستان انتشار آلبوم «رو در و ديوار اين شهر» با صداي محمد زارع كه تا قبل از آن به نام كيارش قميشي و با آهنگ «وقتي رفتي باز هوا بد شد» شناخته شده بود، بازار موسيقي را تا حدودي از ركود خارج كرد. در روزهاي آخر سال درگيري حراست موسيقي ارشاد با خوانندگان ماهواره اي و وزارت اطلاعات با مسوولان داخلي شبكه هاي ماهواره اي خبر از اتفاقات جديدي در اين حوزه مي داد.
 

   پاييز

فصل پاييز شروع آرامي را به دليل همزماني اوايلش با ماه رمضان و ركود بازار موسيقي، براي جامعه موسيقي به دنبال داشت. شروع آرامي كه در انتها با مرگ بابك بيات به روزهاي شلوغي تبديل شد.
    در اين فصل بازار آلبوم هاي پاپ و سنتي به توازن نسبي رسيد و حضور چند آلبوم با صداي خوانندگان سنتي مثل عليرضا افتخاري، همايون شجريان و حسام الدين سراج رونق دوباره اي را به بازار موسيقي سنتي و دوستداران موسيقي اصلي ايراني داد. همزمان با عيد فطر كه معمولا هر ساله از شلوغ ترين روزهاي ارائه آلبوم هاي تازه به بازار است، كماكان هيچ آلبوم پاپ تازه اي به بازار نيامد تا همچنان بدقولي خوانندگان پاپ ادامه پيدا كند. در اين ميان آلبوم هايي نيز كه به بازار آمدند به رغم انتظاراتي كه از آنها مي رفت، چندان موفق نشان ندادند.
 آلبوم هاي علي لهراسبي و علي تفرشي كه با سابقه و پشتوانه اي كه از جهت پخش و حضور در رسانه ملي داشتند، اميدهاي بيشتري را جهت فروش به شركت هاي پخش كننده آثارشان مي داد.همزمان با اواخر آبان ماه، مجددا مشكل كبدي بابك بيات وضعيت جسماني او را به هم ريخت و حتي او را به كما فرو برد. بستري شدن دوباره او در ICU و نياز او به پيوند كبد روز هاي خوبي را براي جامعه موسيقي نويد نمي داد، اتفاقي كه در نهايت منجر به از دست دادن يكي از اضلاع دو مثلث موسيقي معرض ايراني و تاثيرگذار دهه 50 و از بزرگ ترين استادان و آهنگسازان موسيقي ارزشي پاپ شد.
   

 زمستان 

 آخرين فصل سال هشتاد و پنج اوج و فرود هاي زيادي را براي جامعه موسيقي به همراه داشت، از فوت پرحاشيه ناصرعبداللهي تا مرگ پرويز ياحقي از استادان برتر موسيقي اصيل ايران و بهترين و صاحب سبك ترين نوازنده ويلن ايراني تا انتشار آلبوم هاي جديد عليرضا عصار با حال و هوايي متفاوت از موسيقي كه از او انتظار مي رفت و رضا صادقي و آلبوم جديد و آخرين آلبوم زنده ياد ناصر عبداللهي تا كلاس هاي آواز محمدرضا شجريان كه بالاخره به واقعيت پيوست و استاد به آرزوي ديرين خودش كه شناسايي صداها و استعدادهاي ناب در موسيقي اصيل ايراني براي پشتوانه سازي براي آينده اين موسيقي ريشه دار، رسيد تا انتشار آلبوم ششم امين ا... رشيدي از ديگر استادان موسيقي ايراني تا آماده شدن و در شرف انتشار قرار گرفتن موسيقي ها و سمفوني هاي مربوط به پيامبر اكرم(ص) كه به مناسبت نامگذاري امسال به نام مباركشان تهيه شده اند تا انتشار آلبوم هاي مذهبي فراوان و اصولي منطبق با واقعيات در ايام عزاداري طي ماه محرم، تعدادي از مهم ترين رخداد هاي تلخ و شيرين زمستان امسال بود.اميدواريم در سال جديد و در ده سالگي موسيقي پاپ و حضور چهره هاي جديد در موسيقي اصيل و با تصويب قوانيني در حمايت از منتشركنندگان آلبوم هاي موسيقي و فضاي تبليغي مناسب بازار و كيفيت محصولات موسيقي پيشرفت قابل ملاحظه اي داشته باشد.
   

 پرفروش هاي 85

 در بين پرفروش ترين سال هشتاد و پنج آلبوم هاي موسيقي پاك جايگاه هاي بيشتري را به خود اختصاص داده اند. آلبوم بنيامين 85 كماكان پرفروش ترين آلبوم و از ركورد هاي چند سال اخير فروش آلبوم هاي موسيقي بود و بعد از آن «رو در و ديوار اين شهر» با صداي محمد زارع، «با ستاره ها» همايون شجريان و «ماه خراسان» و «صياد» با صداي عليرضا افتخاري، «چي شده» با صداي بابك جهانبخش، «Sunboys» با صداي گروه پسران آفتاب، «وايسا دنيا» با صداي رضا صادقي، «ماندگار » با صداي ناصر عبدللهي و «ايستگاه اول» با صداي گروه واران، ده آلبوم پرفروش امسال بودند. ضمن اينكه آلبوم هاي «نهان مكن» با صداي عليرضا عصار، «ادبياتي ديگر» با صداي شاهكار بينش پژوه، «مثلث» علي لهراسبي و «تو كجايي همه عشق ها» با صداي علي تفرشي از آلبوم هايي بودند كه نتوانستند انتظار شركت هاي پخش را برآورده كنند و ناموفق نشان دادند.

-----------------تحليل فاجعه براي موسيقي هنري ايران با توجه به وقايع موسيقي سال ۸۵

آن چيزي که واضحه جا خالي کردن موسيقيدانان موسيقي ملي و اصيل يا سنتي در سال ۸۵.

بنيامين بهادري

استاد بنيامين بهادري

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

همانطور که مي دانيم  پرفروش ترين کار در زمينه موسيقي در سال ۸۵ آلبوم جناب استاد بنيامين بهادري که از کودکي يعني همون ۱۹ سالگي گيتاري تهيه کردند و در همان روزها کار خود را به طور حرفه اي آغاز کردند و پس از سالها تمرين و ممارست و يادگيري ۴  / ۵  آكورد پا به عرصه موسيقي گذاشت-دمش گرم-

و اما هيچكي مثله تو نميتونه ......

حالم بده حالم بده حالم خيلي افتضاحه...

رمز موفقيت استاد بهادري

۱-استفاده از شعر هاي زيبا و پر محتوي

۲- آهنگ سازي قوي وهارموني دقيق

۳-استفاده از مدلاسيون هاي به موقع و تاثير گذار

و از همه مهمتر ۴- عينك دودي  گردن بند  ژل و ته ريش به منظور انجام برخي از عمليات هاي اداري.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بحث جدي تر و اصل ماجرا

فاجعه براي موسقيدانان هنري ايران براي اينكه نياز مردم را نميتونن برآورده كنند تا اينكه استادان بزرگ نظير استاد بهادري دست به كار ميشن و خودشون، كامپيوترشون و نرم افزاراشون رو به زحمت ميندازند .

بابا بجنبيد آلبوم جديد بنيامين در راههههههههههههههههه باز هم بايد۱ سال ديگه زمزمه هاي مردم و نوارهاي تو ماشينشون رو تحمل كنيم.هيچوقت يادم نميره روزي كه ميخواستم برم دانشگاه و امتحان داشتم سوار اتوبوس شركت واحد شدم و راننده محترم از جيب مبارك خودشون ضبطي براي اتوبوس شركت تهيه كرده بودن و نوار استاد بنيامين رو گذاشته بودن و خودشون و بقيه مسافرا با هاش زمزمه ميكردن و من هم مات و مبهوت از شيشه اتوبوس بيرون رو نگاه ميكردم و آرزو ميكردم هرچه زودتر پياده بشم!

به هرحال اين پست رو گذاشتم كه حواسمون باشه آلبوم جديد در راهه و همين طور نرم افزارهاي ديجي جديد كه بزرگترين دشمن براي موسيقي به شمار ميره وارد  بازار ميشه.

آرزو ميكنم موسيقي ملي و سنتي ما از ايني كه هست كمرنگ تر نشه و به جاي نقد از نو آوري ها در زمينه موسيقي سنتي ، فعاليت و تلاش و كار بيشتري بكنيم و راه بزرگاني چون استاد عليزاده روالگو و پيشه خود قرار دهيم.باشد كه روزي رسد كه موسيقي روز بازار و از همه مهمتر جوان پسند ما از نوع موسيقي هنري ملي ايران باشد.سخن كوتاه ميكنم.بـــــــــــــــــــــــــــدرود

 

لينك مطلب نوشته شده توسط Hossein.RangChi در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 و ساعت 5:33 |

 

سالي

 
  نوروز
بي‌چلچله بي‌بنفشه مي‌آيد،
بي‌جنبش ِ سرد ِ برگ ِ نارنج بر آب
بي گردش ِ مُرغانه‌ی رنگين بر آينه.

سالي
 
  نوروز
بي‌گندم ِ سبز و سفره مي‌آيد،
بي‌پيغام ِ خموش ِ ماهي از تُنگ ِ بلور
بي‌رقص ِ عفيف ِ شعله در مردنگي.

سالي
 
  نوروز
 
  همراه ِ به‌درکوبي‌ مرداني
سنگيني‌ بار ِ سال‌هاشان بر دوش:
تا لاله‌ی سوخته به ياد آرد باز
نام ِ ممنوع‌اش را
و تاقچه‌ی گناه
 
  ديگر بار
با احساس ِ کتاب‌های ممنوع
تقديس شود.

در معبر ِ قتل ِ عام
شمع‌های خاطره افروخته خواهد شد.
دروازه‌های بسته
 
  به‌ناگاه
 
  فراز خواهد شد
دستان ِ اشتياق
 
  از دريچه‌ها دراز خواهد شد
لبان ِ فراموشي
 
  به خنده باز خواهد شد
و بهار
 
  در معبری از غريو
تا شهر ِ خسته
 
  پيش‌باز خواهد شد.

سالي
 
  آری
بي‌گاهان
      نوروز
 
  چنين
 
  آغاز خواهد شد.
لينك مطلب نوشته شده توسط Hossein.RangChi در شنبه چهارم فروردین 1386 و ساعت 4:56 |

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2007 © by del-shodegan

Template Design by Hossien JR© del-shodegan.blogfa.com