اثری جاودانه و به یاد ماندنی...

اثری تلفیقی از موسیقی ارمنی و ایرانی که تلفیق این دو نوع موسیقی از عهده هیچکس جز استاد علیزاده بر نمیاد...
البته سبکی که همیشه در كاراي استاد به چشم ميخوره هم آواییه ،سالها پیش با این سبک کار میکرد و با آلبوم راز نو میشه گفت پر رنگ تر از همه كاراش بوده و چند سال اخير هم كه با استاد شجريان كار ميكردند ، آواز استاد تحت تاثير اين سبك قرار گرفت و همونطور كه ميبينيم در چند آلبوم جديد استاد شجريان شاهد هم آوايي پدر و پسر هستيم.
هم آوايي:
آواز هايي با گام هاي اجرايي متفاوت ،داراي فواصل زماني مختلف و هارموني فوق العاده و منظم كه من فكر ميكنم باعث ميشه كار فضاي روحاني و معنوي بگيره و حالتي شبيه موسيقي نيو ايج ، و فضايي نو پديد بياره.
و اما همراه شدن هم آوايي با سازي غريب اما آشنا "دودوك" (Duduk)

دودوك (Duduk) اصيلترين ساز ارامنه در بين ديگر سازهاي ملي آنان بشمار ميرود و اين بدليل اصالت و قدرت بالاي اين ساز براي ابراز احساسات و عواطف اين ملت ميباشد.
جيوان گاسپاريان يكي از بهترين و مشهورترين اساتيد اين ساز در ارمنستان و جهان مي باشد كه اين ساز را در سالهاي اخير به جهانيان شناسانده است. او درفيلم گلادياتور نوازنده موزيك متن اين فيلم با صداي دلنشين دودوك بوده كه موزيك متن اين فيلم برنده جايزه اسكار سال 2000 ميلادي بوده است.
قدمت اين ساز به 1500 سال پيش و به كشور ارمنستان باز مي گردد و ارامنه مهاجر اين ساز را به ايران، آذربايجان، تركيه و خاورميانه آوردند و در تمامي اين كشورها گونههاي مختلف آن نواخته مي شود. دودوك عشق و علاقه، مقدسات و آئين درد و رنج ارامنه را در ادوار مختلف تاريخ بخوبي منعكس ميكند.
طنين گرم و دلنشين دودوك سبب شده است كه اين ساز بخشي از زندگي روزمره ارامنه به شمار آيد و تقريباً نواي دلنشين اين ساز در تمام جشنها، عروسيها و مراسم آنان شنيده مي شود. به گفته آرام خاچاطوريان دودوك تنها سازي است كه او را به گريه مياندازد. دودوك سازي استوانهاي شكل و توخالي مي باشد و عمدتاً از چوب درخت زردآلو ساخته ميشود. طول آن معمولاً 28، 33 و يا 40 سانتيمتر ميباشد. داراي 8 يا 9 حفره در سمت بالا و يك حفره مخصوص براي انگشت شصت در پائين يا پشت ني ميباشد.
دودوك داراي ني مخصوص كوچكي است كه قميش ( يقگ yegheg به زبان ارمني) خوانده ميشود و معمولاً داراي 9 الي 14 سانتيمتر درازا ميباشد. ني كوچك يا قميش بوسيله بست چوبي انعطافپذيري احاطه شده است كه در طول ني متحرك است و بر روي آن ميلغزد. اين بست براي كوك كردن دودوك ميباشد، زيرا همين بست باز و بسته كردن دهانه ني را كنترل مي كند. اين ني بوفور در اطراف رود ارس در ارمنستان ميرويد. اولين و مهمترين چيز به هنگام نواختن دودوك طرز به دهان گذاشتن ني كوچك يا قميش آن مي باشد. اگر چه طول آن بين 9 الي 14 سانتيمتر ميباشد، ولي نوازنده تنها بخش بسيار كوچكي از آن را به دهان ميگذارد. لبها بايستي بطور آزادانه بر روي دندانها قرار گيرند و سپس در روي قميش پياده شوند. دندانها نبايستي هيچگونه تماسي با ني كوچك يا قميش داشته باشند.
قميش بايستي كمي نمناك باشد. اگر دهانه ني بسته است بايستي كمي خيس شود. اما اگر دهانه آن بيش از اندازه باز شود، نواختن آن تقريباً غيرممكن خواهد بود. بنابراين تنظيم باز بودن دهانه قميش بايستي به دقت انجام شود. قميش در قسمت دهانه فوقاني ني بزرگ جا ميگيرد و در آنجا محكم ميشود. معمولاً دهانه ني بزرگ كمي بزرگتر از انتهاي ني كوچك ميباشد و براي محكم نگاه داشتن آن بايستي نخهاي مومي مخصوصي به انتهاي ني كوچك پيچيده شود تا ني كوچك بطور ثابت و محكم در جاي خود قرار گيرد و هيچگونه درز و روزنهاي ميان دو ني وجود نداشته باشد. صداي دودوك گرم و ظريف ميباشد و كمي طنين دماغي دارد.
مكانيزم توليد صداي دودوك بوسيله ميزان فشار لبها بر روي ني و پوشش حفرهها بوسيله انگشتان كنترل مي شود. فشار كامل انگشتان بر روي حفرهها، نت كامل را ايجاد ميكند و نتهاي ديز و بمل مي شود. اين كار صداي نت را نيم پرده تغيير ميدهد. اين عمل يكي از سخترين مراحل يادگيري و نواختن آن و مستلزم استادي و مهارت فراواني است. دودوك معمولاً بوسيله دو نفر نواخته مي شود، بطوريكه نوازنده اول ملودي اصلي را مينوازد و نوازنده دوم گام خاصي را بطور متوالي نگاه ميدارد كه دم ناميده مي شود. دم صدايي يكنواخت مي باشد كه بعنوان آهنگ دمگير يا جفت پايداري عمل ميكند. دم آهنگ خاصي را به ملودي اصلي ميدهد و گامهاي متوالي آن همراه با ملودي اصلي تغيير ميكند. دودوك معمولاً با دهل همراهي ميشود كه طبلي است دوطرفه. هنگاميكه دودوك نواخته ميشود، صداي ملايم و آهسته دهل زمينه خوبي را براي آن فراهم ميسازد.
به گفته علیزاده: «موسیقی مرز نمیشناسد و زبان مشترک همه مردم دنیاست و خواهد ماند. چنانچه ارتباطات جهانی توسط موسیقی صورت می گرفت، شاهد هیچ جنگی نبودیم.»
علیزاده، ۵۵ سال دارد و استاد بزرگ تار و سهتار است. موسیقی وی ریشه در موسیقی سنتی ایران دارد و برای موسیقی فیلمهای گوناگون ایرانی که برنده جوایزی شدهاند مورد کاربرد قرار گرفته است.
موسیقیدانان در ایرانٍ اسلامی، زندگی راحتی ندارند، چراکه همه موسیقیدانان باید روند وقتگیر تقاضای اجباری مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را برای تهیه و پخش آلبومشان طی کنند.
علیزاده می گوید: «هنگامی که آنها از من پرسیدند، شغل شما چیست؟ پاسخ دادم که موسیقیدان هستم. آنها گفتند: نه، منظورمان کار واقعی شماست. من دوباره تکرار کردم که موسیقیدان هستم و آنها گفتند: این که یک شغل واقعی نیست.»
بهدلیل محدودیتهای گوناگون در ایران، بهویژه محدودیتهای دهههای نخست و دوم انقلاب اسلامی، علیزاده در سالهای دهه ۱۹۸۰ [میلادی] کشورش را ترک کرد؛ به برلین رفت و در آنجا به تحصیل رشته موسیقی در دانشگاه آزاد و آهنگسازی پرداخت. او در زمینه انتقال حوزه کارش از موسیقی ایرانی به موسیقی جهانی میگوید: «دیدن جهان مهم است. این تجربه به انسان کمک میکند تا به عرصه گستردهتری در ماورای مرزهای فکری خود دست یابد.»
علیزاده در ایران هنوز با محدودیت هایی مواجه بود هرچند که در دوران هشت سالهء رییس جمهور اصلاحطلب، محمد خاتمی (۱۹۹۷-۲۰۰۵) مسئولان فرهنگی گرایش بیشتری دستکم برای بحث در زمینه ترویج موسیقی از خود نشان دادند.
علیزاده خاطرنشان میسازد: «درحالیکه موسیقی در ایران حضور دارد، حتا بحث و گفتگو درباره ضرورت موسیقی احمقانه است. موسیقی مانند نفس کشیدن است. هر ملتی که زبان دارد موسیقی خود را نیز دارد. هرکس که از موسیقی نفرت دارد بیمار است و باید به پزشک مراجعه کند.»
وزارت فرهنگ معیار مشخصی برای صدور مجوز ندارد و هر چهارسال یکبار، هنرمندان نگران ضوابط جدید رییسجمهور تازه و دولت وی هستند. اگر هنرمند خوششانس باشد میتواند مجوز را در عرض سه هفته دریافت کند، ولی تقاضا ممکن است که تا سه ماه یا بیشتر بهطول بیانجامد. برخی از هنرمندان هم علیرغم سرمایهگذاریهای خود ممکن است نتوانند مجوز بگیرند.
علیزاده میگوید: «یک بار به مسئولان گفتم: درحالیکه من و موسیقیام حتا پس از مرگم برجای خواهیم ماند، شما تا چه زمانی در مقامتان باقی خواهید ماند.»
او بر این باور است که انسانها باید در گوش دادن به موسیقی مورد علاقه خود آزاد باشند و تنها خودشان باید در انتخابشان داوری کنند. هرگونه دخالت دولتی، بی فایده و محکوم به شکست است.
هرچند بیشتر ژانرهای موسیقی غربی در ایران ممنوع هستند و علاقهمندان به آن با حکمهای جزایی روبرو میشوند ولی باز دستیابی به آخرین محصولات موسیقی در بازار سیاه با قیمتی کمتر از یک یورو بسیار آسان است. تهیهکنندگان موسیقی در تهران می گویند: «هر چه کنترل دولتی افزایش می یابد، بازار غیرقانونی هم خلاقتر می شود.» یک تهیهکننده موسیقی در تهران می گوید: «دولت هرگز موفق نخواهد شد که تشنگی مردم به موسیقی را محدود کند.»
«تصویر ناپایان» قطعه ای است که علیزاده با استاد بزرگ ارمنی، ژیوان گاسپاریان ساخته تا تصویرصوتیای از دو دنیای متفاوت موسیقی باشد. سهتار علیزاده و دودوک گاسپاریان سفری در یک موسیقی سحرآمیز و رویایی است. نامزدی برای این جایزه، موفقیتی عظیم برای این موسیقیدان و موسیقی ایران محسوب می شود، ولی علیزاده بهدلیل خصومتهای سیاسی بین ایران و آمریکا در بیست و پنج سال اخیر قادر به شرکت در مراسم اعطای جایزه نخواهد بود. علیزاده میگوید: «گرفتن ویزا بسیار بغرنج است و واقعاً حوصله پیمودن مراحل تقاضای ویزا را ندارم».
به این جهت که واشینگتن در ایران هیچ نمایندگی ای ندارد، متقاضیان ایرانی ویزا باید نخست به کشور سومی رفته و در آنجا تقاضای روادید کنند و مدت چهل روز در انتظار بمانند؛ سپس با نمایندگی آمریکا در آن کشور تماس بگیرند تا متوجه شوند آیا تقاضایشان پذیرفته شده یا خیر.
برای علیزاده مهمترین جنبه جایزه تصدیق و قدردانی موسیقی وی است. او میگوید: «موسیقی، جهانی است و هر قطعه موسیقی برخلاف سیاست، پیامی برای عشق و صلح جهانی است. مهم تنها این است که این پیام منتقل شده و بدون در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی فهمیده شود.»
خبرگزاری آلمان (DPA)
برگردان سپهر یوسفی
منبع : راديو زمانه
--------------------------------------------------------
جالب اينجاس كه حتي ۱ لحظه از اين اثر هم از صدا سيما پخش نشده و خيلي از ايرانيان ،از شنيدن اين آثار محرومند.....در عوض جديد ترين مداحي هاي روز بازار هر روز روزي۱۰۰ بار پخش ميشه كه جاي بسي خوشنودي و خرسنديست






