تبليغاتX
بر کدام جنازه زار مي‌زند اين ساز؟*** بر جنازه ي کدام مرده‌ي پنهان مي‌گريد*** اين ساز ِ بي‌زمان؟*** در کدام غار*** بر کدام تاريخ مي‌مويد اين سيم و پنجه‌ي نادان؟*** بگذار برخيزد مردم ِ بي‌لبخند*** بگذار برخيزد*** زاري در باغچه بس تلخ است*** زاري بر چشمه‌ي صافي*** زاري بر لقاح شکوفه بس تلخ است*** زاري بر شراع بلند نسيم*** زاري بر سپيدار سبزبالا بس تلخ است*** بر برکه‌ي لاجوردين ِ ماهي و باد چه مي‌کند اين مديحه‌گوي تباهي؟*** مطرب ِ گورخانه به‌شهراندر چه مي‌کند*** زير دريچه‌هاي بي‌گناهي؟ . . . ا . بامداد*** <-;.;.;.;دلشدگان;.;.;.;->

 

زندگینامه" پریـســـــــا" از زبان خودش

 

در 25 اسفند 1328 در شهسوار متولد شدم. صداى خوش از طرف پدر و پدربزرگ به من و خواهرها و برادرانم به ارث رسيده است. بزرگ‌ترين مشوق و حامى من در خانواده پدرم بود و در دوران تحصيل هر وقت برنامه‌اى بود كه از من مى‌خواستند شركت كنم، او نه تنها مخالفت نمى‌كرد، بلكه بسيار هم تشويق مي‌كرد. با حمايت و تشويق‌هاى او بود كه من در مسابقات هنرى مدارس شركت مي‌كردم.

آخرين بارى كه در رشته آواز رتبه اول را در بين تمام دانش‌آموزان سراسر كشور كسب كردم، با استادم مرحوم محمود كريمى كه از اعضاى هيئت داوران بودند آشنا شدم. استاد كريمى مرا بسيار تشويق كردند و پيشنهاد كردند كه براى آموزش موسيقى ايرانى (دستگاه‌ها و رديف موسيقى سنتى) شاگرد ايشان شوم. لذا تحصيل موسيقى سنتى ايران را به طور جدى و مستمر در خدمت آن استاد بزرگوار آغاز كردم. هنوز دو سالى از آموزش من نگذشته بود، كه ايشان براى آغاز كار حرفه‌اى، مرا به وزارت فرهنگ و هنر وقت معرفى كردند. ولى كار آموزش من زير نظر مستقيم ايشان و تا سال‌ها پس از آغاز كار حرفه‌اى ادامه داشت.

همكارى من با وزارت فرهنگ و هنر مدت پنج سال ادامه داشت، كه در اين مدت برنامه‌هايى در تلويزيون اجرا كردم و كنسرت‌هايى در تهران و بعضى شهرستان‌ها و نيز همراه با گروه‌هاى مختلفي كه در آن وزارتخانه فعال بودند، كنسرت‌هايى در خارج از كشور براى معرفى موسيقى سنتى ايران اجرا كردم. تصور مي‌كنم اين كنسرت‌ها بين سال‌هاى 1347 تا 1352 بوده است.

در سال 1352 ازدواج كردم و درست دو ماه بعد از آن از طرف مركز حفظ و اشاعه موسيقى سنتى ايران (وابسته به سازمان راديو تلويزيون) كه به ابتكار و مديريت استاد دكتر داريوش صفوت پايه‌گذارى شده بود، به همكارى دعوت شدم و همراه با گروهى از موسيقيدانان مركز، عازم سفرى به بلژيك و فرانسه براى اجراى كنسرت شديم.

به اين ترتيب همكارى من با مركز حفظ و اشاعه موسيقى آغاز شد و از سال 1352 تا 1357 كه آخرين سال فعاليت حرفه‌اى من بود، به مدت پنچ سال ادامه داشت. در اين دوران در محضر استاد دوامى نيز با سبك اجراى تصنيف‌هاى قديمى و آواز سنتى آشنايى پيدا كردم.

مجموعه فعاليت‌هايى كه در اين دوران انجام شد عبارتند از شركت در سه جشن هنر شيراز، اجراى چند برنامه در تلويزيون، دانشگاه تهران، باغ فردوس، تئاتر شهر و اجراى كنسرت‌‌هاى متعدد در خارج از كشور.

در اواسط سال 1357 جهت شركت در «فستيوال موسيقى آسيا»1 به دعوت «بنياد ژاپن»2 به كشور ژاپن سفر كردم كه شرح مفصل آن در «آواهاى موسيقيايى آسيايى»3 منتشر شده است.

در سال 52 ازدواج كردم و فرزندانم سارا، ليلا و دارا به ترتيب در سال‌هاى 53، 58 و 63 متولد شدند. اكنون دختر بزرگم ازدواج كرده و صاحب دو دختر است.

بعد از انقلاب، در سال‌هاى 57 و 58 و به هم ريختن وضعيت موسيقى ايران فعاليت موسيقى من به ناچار متوقف شد و با به دنيا آمدن فرزند دوم و سومم تمام توجه و وقت من صرف خانواده‌ام گرديد. در سال 70 مركز حفظ و اشاعه موسيقى سنتى مجددا از من دعوت كرد كه در آن مركز به خانم‌ها آواز ايرانى تعليم بدهم. با توجه به اين كه خانم‌ها در هيچ كجا اجازه ابراز وجود در زمينه موسيقى و بخصوص در رشته آواز نداشتند، به نظر مي‌رسيد قدم مثبتى برداشته شده است. بنابراين، همكارى با آن مركز را بيفايده ندانستم و دعوت را پذيرفتم.

فكر مى‌كنم سه يا چهار سال با آن مركز، كه فضايش با فضاى قبلى بسيار متفاوت بود همكارى كردم و شاگردان زيادى در اين مدت با موسيقى دستگاهى ايران آشنا شدند. به هر حال همكارى من با مركز ادامه داشت، تا زمانى كه براى اولين بار در سال 1995 ميلادى با گروهى عازم سفر خارج از كشور شديم و كنسرت‌هايى در اكثر كشورهاى اروپايى اجرا كرديم، كه بسيار مورد استقبال هموطنان عزيز مقيم خارج از كشور قرار گرفت.

همكارى من با مركز، پس از بازگشتم به ايران قطع شد و از آن پس به تعليم خصوصى بانوان در منزل خودم ادامه دادم. از آن تاريخ (1995) تاكنون، سفرهاى خارج از كشور من براى شركت در فستيوال‌هاى مختلف بين‌المللى و اجراى موسيقى سنتى ايرانى براى علاقه‌مندان خارج از كشور آغاز شد و ادامه يافت.



چند تصنیف قدیمی و بیادماندنی از پریسا

 

آب حیات                   الا ای پیر فرزانه                  به حریم خلوت خود شبی


بیا تا گل برافشانیم              چشم بی سرمه                          همچو فرهاد


ما برفتیم                             نا دیده رخت                                  نگارا        


تاب بنفشه می دهد


 

منبع :سایت رسمی فاطمه واعظی"پریسا"

 

لينك مطلب نوشته شده توسط Hossein.RangChi در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 و ساعت 6:43 |

 

                                                           aLbome ALba "gorohe noor"

 

 

  " گروه نور "

..........آلبوم آلبا..........

 

 

گروه نور متشكل از 4 خواننده سبك قرون وسطايي, يك خواننده كرد و مجموعه اي از سازهاي ايراني و كلاسيك اروپايي است كه محور اصلي كار در أن, كاربرد مضامين مشترك موسيقايي و فرهنگي غرب و شرق است.
 
 گروه نور و هرمس پس از دو کنسرت موفق در فرانسه و ایران که عواید آن تماماٌ به زلزله زدگان بم اختصاص يافت، مراحل ضبط این آلبوم را در قلعه تاریخی اردشیر بابکان به سرانجام رساندند. بنا است تا مستندی از این رویداد نیز تهیه شود.

گروه نور با آلبوم «آلبا» به جست وجوى ريشه هاى کهن موسيقى برخاسته اند. جست وجويى که واکنش انسان معاصر به گم شدن ريشه ها در دوره مدرن و فرامدرن است. شايد از همين رو است که موسيقى تلفيقى در سحرگاه هزاره سوم ميلادى به عنوان جايگزين تجربى و گاه تجارى و در دسترس همه انواع موسيقى هاى آيينى يا همه گونه هاى آميزش موسيقايى که تا پيش از اين تحت تاثير عوامل محيطى زندگى انسان و در مدت زمانى دست کم به درازاى يک نسل رخ مى دادند، مطرح شده است.

موسيقى تلفيقى را گاه همنشينى دو يا چند گونه موسيقى يا سنت موسيقايى مختلف تعريف کرده اند، به نحوى که اين ترکيب به موسيقى ديگرى که دقيقاً هيچ يک از موسيقى هاى اوليه نيست برسد. براى انجام اين کار راه هاى گوناگونى در پيش گرفته شده است، که معمول ترين آنها يافتن عنصرى مشترک در دو يا چند موسيقى مورد نظر و کار بر روى آن است.

ناگفته پيداست که هر چه اين موسيقى ها هنجارهاى نزديک ترى داشته باشند انجام اين کار ساده تر خواهد شد. راه ديگرى که گاه به کار گرفته مى شود ريختن يک موسيقى به قالب موسيقى ديگر است. اجراى يک قطعه موسيقى با نگاهى که فرهنگ موسيقايى ديگرى به ريتم دارد، نمونه خوبى از اين گونه تلفيق موسيقى است. اين راه ساده تر از روش نخست است چرا که امکان همنشينى عناصر را فقط به اعتبار کنار هم قرار گرفتن فيزيکى نوازندگان ميسر مى سازد.

البته مشخص است که نتيجه نيز چندان با ارزش نخواهد بود. آلبا اثرى است که حاصل تلاش حدوداً دوساله گروه نور- براى کنار هم گذاشتن موسيقى ايرانى و موسيقى مقدس پيش از دوره رنسانس- در آن جمع شده است. در اين اثر (براساس دفترچه همراه سى دى) تلفيق در بيشتر اوقات از طريق يافتن شباهت هايى ميان فضاى موسيقى دستگاهى و مدهاى کليسايى (شباهت هاى مدال) يا رابطه مفهومى ميان کلام انتخاب شده (همگونى معنايى، کلامى) و يا هر دو اين موارد صورت گرفته است.
nOOr group
در اکثر قطعات براى ايجاد يک بستر مدال مشترک از همگونگى يا نزديکى ترتيب فواصل در دو موسيقى کمک گرفته شده است و از آنجايى که تنها مشخص کننده فضاى مدال، ترتيب و نسبت ابعاد با يکديگر نيست، آهنگساز گاه مجبور شده است که براى ايجاد امکان تلفيق، نقش (فونکيسون) صداها را کمرنگ کند يا تا حدودى که به مخدوش شدن کلى مد منجر نشود، آنرا نديده بگيرد. براى مثال در قطعه سماع شباهت اوليه ميان مقام نوا و مد آواز انتخاب شده درست به همين دليل فقط چند لحظه دوام مى آورد و دقيقاً همان لحظاتى که هر دو متن آوازى همزمان اجرا مى شوند نوعى عدم هماهنگى به چشم مى آيد که بيشتر حاصل منطبق نبودن نقش صداها در اين دو مد است.

براى روشن تر شدن اين قضيه اثرى که صداى پيش از شاهد در دستگاه نوا دارد و تفاوت آن با آنچه در آواز قرون وسطايى همراهش مشاهده مى شود جالب توجه است (در دستگاه نوا اين صدا کشش بسيار زيادى به سوى شاهد از خود نشان مى دهد در حالى که در آواز قرون وسطايى همراه، کشش با اين شدت مشاهده نمى شود) هر گاه دو موسيقى را همزمان يا با اختلاف زمانى کم مى شنويم احساس نوعى ناپايدارى روى صداى مشابه در مد قرون وسطايى به وجود مى آيد که مربوط به تغيير يا تقابل ميان نقش هاست.
به همين دليل است که آهنگساز مجبور شده بيشتر از کلاژ تکه هاى ملودى به صورت افقى استفاده کند تا از برخورد ميان عناصر غيرقابل جذب جلوگيرى کند؛ امرى که باعث شده بيشتر قطعات اين مجموعه سرشتى خطى پيدا کنند و تا حدودى ترکيب عناصر موسيقى مکانيکى به نظر برسد. البته دانش آهنگساز از موسيقى غرب باعث شده که کيفيت آثار ارائه شده تا حد زيادى اين نقص اثر را (که مشکل بيشتر آثار موسيقى تلفيقى نيز هست) بپوشاند. از سوى ديگر گرايش او به موسيقى آوازى غرب باعث شده در اکثر آثار ارائه شده در اين سى دى وجه غالب موسيقى، آثار قرون وسطايى باشد حتى زمانى که قطعه با موسيقى ايرانى آغاز مى شود، مانند تولد.

از نکات مثبت آلبا مى توان به اجراى بسيار خوب قطعات موسيقى کليسايى اشاره کرد. گروه اجراکننده اين بخش بر آثار اجرا شده مسلط بوده و به خوبى از پس اجراى اين بخش برآمده اند. صدابردارى اين اثر نيز يکى از نکات قابل توجه آن است. شايد اشاره به اين نکته که صدابردارى در محيطى که هيچگونه امکانات استوديويى در آن موجود نيست براى آنها که با مشکلات صدابردارى و ضبط صدا در ايران آشنا هستند کافى باشد تا سختى ها و مشقات کار و اهميت نتيجه به دست آمده را به رخ بکشد. هر چند که در ميان کار گاهى صداى مردم اطراف محل صدابردارى نيز به گوش مى رسد. معلوم نيست که اين صداها ناخواسته ضبط شده يا به عنوان بخشى از اثر به کار رفته اند. حتى اگر اين صداها به دلايل اجتناب ناپذير فنى در متن قرار گرفته باشد، از ارزش ضبط خوب اين اثر کم نخواهد شد.

به طور کلى آلبا را مى توان اثرى تلفيقى به شکل مرسوم آن به حساب آورد که تمامى نشانه هاى اين نوع موسيقى را از استفاده از سازهاى کوبه اى شرقى براى ايجاد فضاى آيينى اسطوره اى يا کنار هم نشاندن سازهايى مانند دودوک و کمانچه تا اجرا در مکان هاى تاريخى و آيينى که کم کم به جزء جدايى ناپذير موسيقى تلفيقى تبديل مى شود (حتى اگر توجيه آکوستيکى خاصى نيز نداشته باشد) و همچنين کنسرت هاى بزرگ همراه دارد. با وجود تمامى نکات گفته شده آلبا در ميان آثار موسيقى تلفيقى ارائه شده در سال هاى اخير از کيفيت نسبتاً مطلوبى برخوردار است و اثرى است که نمى توان از آن بدون توجه گذشت.

آهنگی را که آپالود کردم "سماع" نام دارد از آلبوم " آلبا "که به معنی رقص دواراست.متن این سروده روایت ظهور روح مقدس"حضرت جبرءیل" بر حضرت مریم است که بشارت تولد پیامبر خدا حضرت مسیح"ع" و نوید رستگاری مردم و رسیدن به حضرت حق را می دهد وبه او مژده می دهد که مادر این فرزند خواهد شد. اشعار مولانا نیز در وصف معشوق و وصال یار می باشد{...دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم ....}از لحاظ مضمون با سروده های لاتین شباهت دارد . از شاخصه های این کاربه کار گیری ضرب آهنگ و بستر موسیقیایی دوار و سماع در کنار یکدیگر است." از طریق لینک زیر دانلود کنیــــــــــــــــــد. تا بعد بدرود..

                         آهنگ "سـمــــــاع" از آلبوم آلبا "گروه نور"

 

لينك مطلب نوشته شده توسط Hossein.RangChi در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385 و ساعت 6:12 |
 

آلبوم* فصل باران* اثری مشترک از گروه خورشید به سرپرستی آقای مجید درخشانی و آواز آقای علیرضا قربانی  بود که چندی پیش از شرکت سروش پخش شد...

Gorohe Khorshid

آهنگسازی این کار واقعا زیبا وحرفه ای بود و قابل تحسین اما نقدی که من بر آواز قربانی داشتم این بود که به نظر من آقای قربانی همه انرژیشونو نگذاشته بودن و می تونستن خیلی زیبا تر  بخوانند بطوری که در بعضی از جاهای تحریرشون واقعا صداشون عوض می شه و این یک ضعف برای یک خواننده حرفه ای محسوب میشه....البته کارهای آقای قربانی همیشه زیبا و قابل تحسین بوده و آهنگساز های بزرگی براشون آهنگسازی کردند و سالهاست که خواننده اول ارکستر ملی هستند ؛ از كارهاي موفق ايشون مي تونيم آلبوم "اشتياق" و آواز در فيلم هاي "شب دهم" و "كيف انگليسي"  نام ببريم.به هر حال براي ايشون آرزوي موفقيت در كارهاشون مي كنيم . آلبوم فصل بارن از آقاي عليرضا قرباني رو مي تونيد از لينك هاي زير دانلود كنيد...

( با کیفیت ۱۲۸ MP3 )

                      FASLE  BARANتصنيف ساغر هستي 

               درآمد به همراه سنتور

               تصنيف فصل باران

               تار "بيداد"

               تصنيف حتي به روزگاران

               بيداد به همراه سه تار

               قطعه شوشتري

               تصنيف شوشتري

               گوشه عشاق به همراه ني

               نوروز "تار و كمانچه" 

لينك مطلب نوشته شده توسط Hossein.RangChi در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 6:20 |

"استاد امين الله رشيدي آهنگساز و خواننده راديو ايران"

Aminollah.Rashidi

امين الله رشيدي متولد شهرستان كاشان، نخستين خواننده ايراني آشنا با خط بين المللي موسيقي (نوت)هنر آموخته در كلاسهاي رايگان شبانه هنرستان موسيقي ايران ،ساختمان قبلي تالار رودكي در سالهاي 1326 تا 1328 شمسي نزد استادان موسي خوان معروفي و دكتر مهدي فروغ و پيش از اين تاريخ فراگيري مقدمات تار نوازي نزد آقايان حسن نقشپور و مسعود معارفي و نيز آموزش خط و نقاشي در مدت تحصيل در دبستان شاهپور و دبيرستان پهلوي كاشان از استاد علي اكبر صناعتي و بعد از تحصيلات ادامه آموزش نقاشي در كاشان نزد آقايان محمود دبير الصنايع و نقشپور نام برده تا رسيدن به مرحله طراحي.

آهنگ سازي و خوانندگي رشيدي در راديو تهران-ايران-از سال 1327 شمسي آغاز و تا پايان سال 1344 بطور مداوم و مستمر ادامه داشته و در ظرف اين مدت بيش از 120 آهنگ ساخته و با همكاري نوازندگان هنرمند،آقايان حبيب الله بديعي ،پرويز ياحقي،همايون خرم،عباس شاپوري،انوشيروان روحاني،رضا ياوري و جمعي از عزيزهنرمندان در راديو اجرا نموده است.

او غير از آهنگ هايي كه خود ساخته است ،تعدادي آهنگ(ترانه)از ديگر اساتيد موسيقي ايران همچون آقايان موسي معروفي ،حسين يا حقي،علي تجويدي،همايون خرم،شاپور نياكان،عباس زندي و ديگران را نيز به طور زنده و مستقيم در راديو خوانده است.

در حدود نيمي از آهنگ هاي ياد شده در سالهاي قبل از 1334،يعني پيش از رسيدن ظبط صوت به ايران در راديو اجرا شده و بدين جهت اثري از آنها برجاي نمانده است.اما بخشي از نيم ديگر آن آثار از سال 1378 تا اين زمان در 5 كاست و cd بنامهاي (عطرگيسو)و(من عشقم)و(افسونگر)و(دلم تنگ است،چاوشی)با ... از قطعه (چاووشي)سروده مهدي اخوان ثالث  و چشم شب محتوي 50 آهنگ –ترانه و آواز-در ایران منتشر شده است- و دو كاست بنامهاي (شهر افسانه ها )و(زمستان) در سال آينده انتشار خواهد يافت.

اشعار ترانه هاي ياد شده را شاعران و ترانه سرايان مشهور ارجمند ايران ،آقايان ابوالقاسم حالت،رهي معيري،فريدون مشيري،مهرداد اوستا،تورج نگهبان،بيژن ترقي،دكتر مهدي حميدي شيرازي،عبداله الفت،پرويز وكيلي و ... سروده اند.

رشيدي آهنگهاي بسياري نيز روي اشعار شاعران نو پرداز ،آقايان مهدي اخوان ثالث،نادر نادر پور،فريدون مشيري،نيما يوشيج،منچهر آتشي،نصرت رحماني و ديگران ساخته كه فقط يكي از آنها –زمستان-سروده مهدي اخوان ثالث براي اولين بار در سال 1348 بوسيله اركستر يزرگ راديو ايران بخوانندگي خانم پروين و تنظيم سيروس شهردار اجرا و پخش شده و اميد است درآينده بقيه آن آهنگها بوسيله خود رشيدي يا ديگر خوانندگان اجرا گردد.

شغل اصلي رشيدي سردفتري اسناد رسمي بوده است.او داراي دو فرزند دختر و پسر بنامهاي افسانه و صباح است كه داراي ذوق موسيقي هستند.رشيدي در نويسندگي و شاعري نيز دستي دارد . اشعار بعضي از ترانه هايش را منجمله (دريا)خود ساخته است.سفرنامه اي از او بنام (از كاشان تا كاناري،جزائر قناري)محتوي گزارش سفرهاي متعدد او به كشورهاي اروپا تا جزائر قناري با چاشني طنز و انتقاد و شعر و موسيقي در سال 1372 توسط انتشارات سنائي تهران و دومين كتابش بنام (خاطره ها و نغمه ها-عطر گيسو)محتوي بخشي از نيم قرن خاطرات راديويي هنري و يادداشتهاي ادبي،اجتماعي و سياسي و مطالبي نو و ناگفته در ارتباط با هنر مندان موسيقي و نويسندگان و شاعران معروف ايران با چاپي نفيس در 650 صفحه و 260 تصوير از آنان بوسيله انتشارات عطايي تهران درمعرض نظر و مطالعه علاقمندان به هنر و ادبيات قرار گرفته است.

اين كتاب با اداي احترام به فرهيختگان جهان موسيقي –بعنوان مقدمه- شروع و با اتو بيو گرافي نويسنده به شيوه اي خاص ،ابتكاري،طنز آميز و محاكمه مانند ادامه يافت وبا گزارشات ويژه اي در دودهه 30 و 40 در راديو ايران در مورد هنر مندان ،ظهور برنامه (گلها) و شان نزول آن ،انجاك سه كدتاي هنري در راديو ايران و همچنين گزارشي مفصل و پرهيجان در مورد مسابقه و جدال بين مدعيان شعر نو و كهن در نيم قرن اخير ،كارنامه مطبوعات در سالهاي 1340 تا 1350 .

ياد داشتهايي در باره دكتر محمد مصدق ،اسرار..محمد مسعود مدير روزنامه مردامروز و مطالب متنوع ديگري در هر زمينه در اين كتاب منتشر شده و سرانجام با نوت ها و اشعار 38 آهنگ –ترانه-در كاست هاي نامبرده پايان ميگيرد.

با نظري گذرا بر مطالب خاطره ها و نغمه ها چنين بر مي آيد كه اين هنر مند كاشاني در اكثر هنرهاي رايج زمان كم و بيش دستي داشته و نمونه هايي از آن هنرها در اين كتاب منعكس شده است و ميتوان گفت كه چاپ كتابي با اين فرم و محتوي ،آنهم از طرف يك هنرمند اهل موسيقي ،كم سابقه و اين ،نمايانگر دلبستگي و علاقه شديد مولف بموسيقي و ادبيات ايران و ساير هنرهاست و از نظري ديگر ساده نويسي ،صداقت ،حقگوئي و بت شكني نيز وجه مناسب (خاطره ها و نغمه ها)است.

 

كتاب نامبرده دو شاخه ديگر نيز دارد .اولي دلبستگي عميق نويسنده به زادگاه خود ،شهر كاشان است كه در سرتاسر كتاب بمناسبتهايي خاص از ضرب المثلها ،خاطرات مربوط به هنرمندان مشهور كاشاني الاصل نام ميبرد و دومين ،ارادت مخصوصي است كه مولف نسبت به نويسندگان و محققين ارجمند ايران ،امثال پروفسور فضل الله رضا ،دكتر شفيعي كدكني،مهدي اخوان ثالث ،نجف دريابندري و بالاخص دكتر باستاني پاريزي دارد كه در موارد بسيار در جهت تاييد نظرات خود از نوشته هاي ايشان مدد ميگيرد.

جلد دوم کتاب خاطره ها و نغمه ها در 700 صفحه تخت عنوان "تا مرزهای بی سرانجامی"در مرحله حروف چینی است و امیدواريم که تا چند ماه دیگر چاپ و منتشر گردد.

A.RASHIDI                         چند آهنگ از" استاد امین الله رشیدی"

         ســـــــــپـيده                                         اشــــــــــــــك

        گل لالـــــــــه                                         كجـــــــا روم

         فرورديـــــن                                          آســــــــــمان

                          دل رمــــــــــــــــــــــيده

تا بعد بدرود..................

لينك مطلب نوشته شده توسط Hossein.RangChi در چهارشنبه یکم شهریور 1385 و ساعت 5:34 |

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2007 © by del-shodegan

Template Design by Hossien JR© del-shodegan.blogfa.com